تبليغاتX
میس کارتون

میس کارتون

اوضاع آرشيو طرحهاي كاغذيم آشفته و نابسامان است،يعني واي به حال اوني كه بعد از من بخواد دنبال دو كلوم حرف حساب و وصيت نومچه بگرده،اونم وسط اينهمه ورق پاره !...

*نكته مثبتش اينه كه همه كاغذهاي سي سال اول زندگيم رو ريختم دور!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 18:33  توسط فیروزه  | 

  آخر ساله

تمام طلب هام رو گرفتم . حتی اون پولهای تصویر سازی سوخته رو هم زنده کردم...

توی همین هفته گذشته هم دو تاایمیل فوق العاده عالی داشتم ...

اما هنوزیه جای خالی خیلی بزرگ دارم...توی دلم. 

                            -------------

*البته دروغ چرا ،الان یادم افتاد هنوز با سه جا تصفیه نکردم!

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 17:13  توسط فیروزه  | 

وقتی تنهایی میرم توی خیابون ،دستپاچه میشم ،فکر میکنم همه جا دوربین مخفی کار گذاشتن وهمه من و زیر نظر دارن،تصور میکنم که اگر بیشتر از یه دقیقه جلوی ویترینی یا کیوسکی توقف کنم یهو یکی از پشت یه دار و درختی میاد بیرون و مچم و میگیره و میگه چی مد نظرتونه ؟ 

و من دست و پام و گم میکنم وقتی که بیهدف تو خیابون میگردم.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 17:15  توسط فیروزه  | 

بهمن گیرشدم ،سالهاست بهمن گیرشدم...هاه.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت 16:52  توسط فیروزه  | 

تودعوا هميشه اون كسي باش
 
 كه فُحش آخر و ميده يا مُشت آخرو ميزنه و گرنه از دعوا پرهيز كن...
 
پندنامه ميس كارتون.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 17:19  توسط فیروزه  | 

به سختي از حالتي به حالت ديگه در ميام
به سختي از حالت خواب به بيداري،از حالت تو خونه موندن به حالت سركاررفتن،ازحالت سر كار رفتن به حالت خونه رفتن و آخرش ازحالت بيداري به خواب...
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:2  توسط فیروزه  |